ویز وییییز
این صدای مگس است. صدای مگس را از توی جوراب می شنوید.
اینم یکی دیگه از تفریحات سالم دوران کودکیمون بود. البته با این تفاوت که من این موردو فقط تماشا می کردم. چون هرگز تو عمرم از مگس جماعت خوشم نیومده.
داداشم تو مدرسه از دوستاش یاد گرفته بود این کارو. به این ترتیب که یه لنگه جوراب بر می داشت می رفتیم کنار در تراس می شستیم.
مگسا که میومدن تو اتاق درو می بستیم. بعدش اونا هجوم میاوردن به سمت در و پنجره تِراس. اینجا بود که داداشم یه لنگه جورابو باز می کرد و آروم آروم به یکی از مگسا نزدیک می شد. بعد سر جورابو می چسبوند به شیشه. درست همون جایی که یکی از مگسا ویز ویز می کرد و بالا پایین می رفت. بعدش سر جورابو می بست و من تماشا می کردم. مگسه هی خودشو می زد به این طرف و اون طرف جوراب و توش ویز ویز می کرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 23:31  توسط JustSomeOne
|
